|
درود حرفی ندارم که بزنم ، چیزی ننوشتم،فقط زندگی می کنم به شرط ......... روزهای بدیست، از یک کابوس هم برایم ترسانک تر. یا حق
ترانه ای جدید و شاید نگاهی متفاوت تر از دیروز.
شاید پیشرفت و شاید سکون . به زنجیر دست و پایم بند دلم آزادٍ آزاد است کلامم در دهان ماسید بپا خیزید که فردا هست به جرم نو نوشتن ها به وقت بی سرانجامی به جرم کشف من در من به فصل سرد گمنامی قلم در من نشست ابن بار تمام بغض من بارید نوشتم از سر خط باز گلی بر دار می تابید تمام بغض من امروز تمام فکر من فرداست تمام شوق من پرواز اگر چه این فقط رویاست
تو كي بودي اي غريبه كه منو از هم گسستي تو كي هستي كه هميشه چشممو به دنيا بستي تو كي بودي اي مسافر كه منو از من ربودي تو با اون طعم نگاهت عشقو توي قلب نشوندي با تو هستم تا هميشه با تو هستم اي غريبه با تو مثل شاپرك ها مي نشينم تا سپيده اي صداي خوش صدايم اي سكوت نغمه سازم اي طلوع صبح فردام پيش چشمات رو سياهم يك نظر منو نگاه كن آوارگي ها مو ببيني اگه لايق تو باشم دست سردمو بگيري
بوي خون تو كوچه ها داره بيداد ميكنه صداي گلوله ها قلبمو بي تاب ميكنه همه جا صداي شيون تو نگاه ها پخشه جاي بوي گل شب بو بوي باروت پخشه خونه هاي كاهگليمون تو سرامون ويرون عابراي جاده خسته تو بيابون حيرون كسي پيدا نميشه مرهم رو زخما بزاره كسي پيدا نميشه به آسمون پا بزاره مادري كه پيرهنش به خون بچش رنگيست پدري كه زجه هاش مثل پلنگ زخميست اي خدا چرا چرا درد توي دلها ميزاري اي خدا چرا چرا ما رو تنها ميزاري كو خدا كجاس كجاس ما رو از ياد برده پس چرا اين خاك سرخ تو كتابا مرده
|
About![]()
منو تو حماقتیم
Home
|